صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
398
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
آن آفريده شد به كار بندد و در راه حيله و مكر و جمع لذايذ دنيا به كار نگيرد ، اگر چنين كند ، به نقش اعمالش در مىآيد و به درجات بالايى كه نتيجهء حتمى فعل اوست ، تكامل مىيابد . امّا اگر اين ابزار را به كار گيرد و براى قواى شهوانى و اغراض دنيايىاش مسخّر سازد ، به پستترين موقعيّت سقوط مىكند ، و آنجا عذابى سختتر از حسرتهايى كه از ضايع ساختن فرصت از آن رنج مىبرد ، و اسراف در آنچه كه شايسته بود براى تقويت ادراك و بالا بردن فهم و نفس را صيغهء خير و نور بخشيدن مصرف شود ، وجود ندارد . پس انسانى كه بهواسطهء رحمت به وجود آمده و در دستش ابزار تسخيركنندهء رحمت وجود دارد تا در رحمت به ميزان گستردهاى برسد ، همان كسى است كه استعداد خود و ابزار رحمت را به ابزار عذاب خود تبديل كرده است . و هيچ كس نبايد جز از پروردگارش بترسد و جز گناهش چيزى را سرزنش نكند . از چنين معنايى ، ملاصدرا در تفسير سورهء زلزله آورده است : « نفسهاى ساده به منزلهء صفحهاى خالى از خوبى و بدىاند ، و آنگاه كه به علوم و حكمت و ادبيات نگاشته شوند ، شايستگى خزانهء اسرار ملك را دارند ؛ و اگر به كلمات سست و بىارزش نگاشته شوند ، تنها شايستهء آتش و عذابند . »